چه کار داری که با سیخور بجنگی       که یک خارت بزنت صد سال بلنگی

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 9 شهریور ماه سال 1387 ساعت 8:44 PM

استعداد یا قابلیت به فعلیت رساندن پتانسیلها نمودی از فردیت و منحصر به فرد بودن انسانهاست.طبیعت در فرآیند تکوین و رشد، انسان را با قابلیتهای متفاوت با دیگران می پروراند و به عبارتی هر چیز که امکان خلق آن وجود داشته باشد را پدید می آورد.لیکن نقش خود انسان دریافتن قابلیتها کمتر از نقش طبیعت در ودیعه گذاشتن آن نیست.چه بسا افرادی دارای استعدادهای ناب بوده اند و تا آخر عمر  هیچگاه به آن پی نبرده اند.در اینجا منظور از توانائیها نه استعداد اکتسابی بلکه استعداد ذاتی است.یعنی آن بعدی از وجود هر کس که با ظاهر شدنش،شخص را تک و منحصر به فرد می کند.

بشر امروز نیک می داند استعدادهای فردی هر شخص در جامعه به مثابه نعمتهای بزرگی است که شاید هیچگاه در تاریخ تکرار نشود و هرز رفتن آن به منزله از دست دادن آن نعمتهاست،که شاید می توانست تحولی شگرف در بهبود اوضاع اجتماعشان بیافریند.به همین جهت در کشورهای پیشرفته برای یافتن این مواهب دستگاههایی عریض و طویل برپا نموده و سازمانهایی را به این مهم اختصاص داده اند،تا نیروهای انحصاری افراد را در جهت مصالح اجتماعی و رشد وتعالی علمی،فرهنگی،اقتصادی،سیاسی ...فرد وجامعه سوق دهند.

اما متاسفانه در کشور ما،مطابق معمول،شایسته ها بایسته نیست.در اینجا محرومان محکومانند. بالاخص که دور از پایتخت باشند و در دستگاههای اجرایی، بی کس و کار. و.بالاخص که صاحبان زمینی پر نعمت و استراتژیک همچون هرمزگان باشند.

هرمزگان،موطن مردان شرجی و زنان آفتابی،سالهای سال است که دستانی نامرئی گلوی آن را فشرده اند و ناگفته هایش را درونش چال کرده اند تا دم بر نیاورد، که شاید همچون سیل بنیانکن ریشه عمیق  صاحب منصبان را از عمق خاک خود برکند.هرمزگان ،دیاری که هر کس آمد هر گوشه آن را چون گنجی یافت و کیسه هایی به عمق چاههای بی ته برای خود دوخت. دیدیم که چگونه کوه،معدن،دریا،وحتی خاک جزایرمان را به یغما بردند.نیک سیرتی،پاکدلی و مهمان نوازیمان را به پای جهالت پنداشتند و به دست آویز آن،اربابانی نه از جنس ما که از عنصر خودشان بر سرمان گماشتند تا همواره آبها برای ماهیگیری گل آلود بماند.لیکن اکنون هرمزگان آن طفل شیر خواره که روزی برای رشد و بالندگی به دامان پدر و مادرانی دلسوز نیازمند بود در یتیمی و بی کسی به جوانی خود ساخته مبدل گشته.این جوان برای همنوایی با روند رشد یابنده دائمی جهان،دست استمداد به سوی ما بومیان و غیرتمندان موطن دوست که روح و روان آن هستیم دراز کرده.لذا بر ماست که نهفته های مستور در آن را بیابیم و استعدادهایش را از عمق وجودش به سطح آورده و او را به کمال مطلوب که همیشه آرزویش را داشته ایم رهنمون شویم.و این،تنها ماییم که می توانیم برایش پدری و مادری کنیم…

هرمزگان،با تمام بی مبالاتی و بی التفاتی ها که در حقش روا شده باز هم منبع عظیم استعداد است که به فعلیت رسیدن آن ،ما را از پله های ترقی به بالا می برد.اما اگر همین نهفته ها کشف و در جای خود صرف نگردد اثری معکوس ذات خود بر فرد و جامعه گذاشته و به نیرویی در جهت عکس حرکت رو به رشد بدل می شود.

واقع شدن استان در مسیر ترانزیت مواد مخدر و دسترسی آسان به آن منجر به ایجاد بستری فرساینده برای شاخصه های نیرویهای درونیمان گشته.اما آنچه بیش از این خطرناک  می نماید بی التفاتی متولیان امر در ایجاد زمینه مساعد جهت شکوفایی استعدادهاست.و این خود بر مسئولیت ما فرزندان این مرز و بوم می افزاید و ایجاد نهضتی خودجوش را در این راستا می طلبد...

لینک زیر که شاید مشت کوچکی از خروارها باشد ، کلیپی است که  پسر بچه ای ساکن یکی از روستاهای دورافتاده شرق هرمزگان را نشان می دهد. ببینید که چگونه شرم و شیطنت کودکانه،هنر ذاتی و استعداد با هم در آمیخته و این پسر نا بالغ که هنوز حنجره اش تکامل نیافته چه بی نقص می خواند.امیدوارم زمانه استعداد او را در خود حل و مستهلک نکند و می ترسم از آن روزی که تواناییهای فرزندان این خاک به همراه دود افیونی به آسمان برود...

                                                            

                                                  دانلود

*این فایل را می توانید با برنامه quick time مشاهده نمایید. 

 

*در صورت بروز مشکل در دانلود می توانید از این لینک نیز  استفاده نمایید.

                                       

شنبه 25 خرداد ماه سال 1387 ساعت 10:34 PM

سلام آقای ریس جمهورــخوبی؟خوشی؟سلامتی؟

من غلام هستم معروف به غلی سیاــ از بندرعباس مزاهمتون میشم ــ همونجایی که تابستون هواش خیلی گرمه ــ  همون جایی که چک و چوکاش میرن دریا ماهی میگیرن تا شما بخوری ــ همون جایی که اگه یه روزی جنگ بشود آمریکای غلط کرده اول از همه بمب میزنه خرابش میکنه.من از بندرعباسم خالو ــ همونجایی که برادرم با پای خودش رفت به جنگ عراقیا ولی چند وقت بعدش جسدش آوردن در خانه.

آقای ریس جمهور ــ من یک پسر فقیرم ــ بپما مشتا داره و من پهلو بپم کار میکنم ــ چند وقتی میشه که دلم به یه دختری شده ــ من خیلی خاطرش میخاهم ــ من آرزو دارم با نمزادم ازدواج کنم ــمن به خاطرش میخاهم برم کلاس نهظت سوات آموذی درس بخانم ــ من میخاهم برم دانشگا ــ ولی با چه پولی؟چوک همساده ما میره دانشگا ــمیگه هر سال یک میلیون  تومن به بالا خرجش میشه ــ همساده ما پولداره ماشین داره ولی ما فقیریم ــ ما چتوری باید درس بخانیم و به آرزومان برسیم؟اسلن من دیگه درس نمی خانم.اسلن دیگه ازدواج هم نمیخاهم بکنم ــ ما که به نون شو محتاجیم که نباید آرزو بکنیم ــ آرزوی ما نون شوه ــ تو اول به ما گفتی نفت میارم سر سفرتون ما هم به تو رای دادیم ــ ما نفت نمی خاهیم خالو ــ ما به همی سوراغ و مهیاوه راضی هستیم ولی از وقتی تو اومدی سوراغ هم گرون شده ــ ما دیگه سوراغ هم سر سفره نداریم ــ اسلن تو اومدی چه بکنی؟دستمال کاغذی شده بسته ای هزار تومن ــ  خا دگه ما چتوری چرممون را پاک کنیم؟

تو میدونی تابستون بندرعباس چقد گرمه؟ نه که نمیدونی ــ اگه میخاهی بدانی باید تابستون بیای سفر استانی نه زمستن ــ تو میدونی ما با یک تا پنکه چتوری باید تابستون بگزرونیم؟ نه که نمیدونی ــ تو میدونی پول برق داخل بندرعباس چقد میره؟ نه که نمیدونی ــ تو که اینقد به فکر هسته ای هستی یه خورده چرا به فکر ما نیستی؟ تو بگو چقد هسته میخای تا برم جمع کنم برات بفرستم ــ ما اینجا هسته زیاد داریم .کوک امبا داریم ــ کوک گرومزنگی داریم ــ کوک کنار داریم ــ تو فقط بگو کوک چی میخای تا برات بفرستم تا تو هم جنس ارزون بکنی

بپما هر روز دو بار میره پا مشتا ــ ولی چه فایده ــ مشتا دیگه ماهی نداره ــ مما میگه از بس مردم گناه کردن خیر و برکت از دیریا رفته ــ ولی مما اشتباح میکنه ــ من وقتی با کایک میرفتم خصب وا چشم خودم دیدم که کشتیهای خارجی داشتن ماهی میگرفتن ــ وا چشم خودم دیدم که هر چی ماهی از زیر دیریا بود جمع کردن ــ خا دیگه ماهی از کجا بیاد بره توی مشتای بپما؟همش که کشتیها جمع کردن بردن ــ من نمیدونم تو خاطر ما میخای یا خاطر کشتیها؟

ما دو ماهه گوشت وا چشم ندیدیم ــ مما میگه گوشت گرانه ــ مما هر شو دعا میکنه که برای خاهرای من شوهر پیدا بشه تا از گشنگی داخل خونه ما نمیرن ــآقای ریس جمهور  من مرد هستم ــمن تا حالا هیچوقت گریه نکردم ــ ولی وقتی میبینم خاهرم را به خاطر بی پولی میخان شوهر بدن میرم بالا سراه گریه میکنم.

من که میدونم ما هیچوقت وضمون خوب نمیشه ــ من که میدونم ما باید مثل فقیرا زندگی کنیم و مثل فقیرا بمیریم ــ حتا کسی سر قبر ما فقیرا هم نمیاد ــ ولی من به نمزادم قول داده بودم آدم خوبی بشوم ــ قول داده بودم درس بخانم و دیگه با کسی دعوا نکنم ــولی تو که اومدی همه چی گرون شد و من نمی تونم ازدواج بکنم ــ کار گیر ما نمیاد ــ اگه کار هم گیر بیاد با این گرانی من نمیتونم به آرزوم برسم

تو خیال  نکنی خیلی جونی که به تو نامه نوشتم ــ من سیاهم ولی از تو جونترم ــ من به تو نامه نوشتم چون که از وقتی اومدی ما فقیرا بدبخت تر شدیم ــ اگه دیگه جلو من ملّک هم بزنی به تو رای نمیدم ــ من به تو نامه نوشتم تا بگم حالا که من به آرزوم نمیرسم میرم عرک میخورم ــ میرم بنگ میکشم ــ دعوا میکنم ــ من با کایک میرم خصب جنس میارم تو هم به معمورات بگو به من تیر بزنن خلاصم کنن ــ به معمورات بگو به من اعدام کنن ــ به معمورات بگو به من زندون بکنن ــ خدافظ

 

بعد نوشت:مترادف کلماتی که  احتمال میدهیم جناب رئیس جمهور به دلیل عدم آشنایی با لهجه بندری  متوجه نشوند را در چند سطر خلاصه نموده ایم.

 

* مشتا: یک نوع دام بزرگ برای صید ماهی که با استفاده از چوب و تور به صورت ثابت در لبه ساحلی دریا کار گذاشته می شود و جناب رئیس جمهور می تواند از آنجا ماهی مصرفی مورد نیاز خود را تهیه کند به شرطی که کشتی های صید صنعتی نشانی از ماهی در آبهای خلیج فارس به جا گذاشته باشند.

 

*سوراغ: غذایی خوشمزه که با استفاده از گلک(خاک سرخ جزیره هرمز) و ماهی مومغ (کلیکا) تهیه شود و می توان  با نان رخته یا همون مشته یا همون تومشی آن را میل نمود .البته کله جوش سوراغ هم صفای خاصی دارد.در هنگام خوردن کله جوش پیاز را فراموش نفرمایید.متشکرم

 

مهیاوه:باز هم نوعی غذای خوشمزه هرمزگانی که با استفاده از ماهی متوتا و خندل و یک سری مخلفات دیگر تهیه می شود .شنیده شده غیر هرمزگانی ها مهیاوه و سوراغ را سس ماهی می نامند.هر چه میخواهند بنامند ولی ما همیشه به آنها سوراغ و مهیاوه خواهیم گفت.اگر روزی هوس نون فطیر یا نون رخته یا نون کپ تابه ای یا نون گپگ یا نون کلوکو کردی یک روز زودتر خبر بده تا به بی بی ام بگویم برایتان آرد شل کند و نان درست بنماید.

 

*چرم:آب بینی

 

کوک: کوک یا استک همان هسته میوه ها هستند که نباید با هسته اورانیوم و پلوتونیوم اشتباه گرفته شوند.

 

*امبا و گرومزنگی و کنار:سه نوع میوه بسیار خوشمزه گرمسیری.اگر هوس انبه و گارامزنگی کرده اید بفرمایید بندرعباس زیرا که  تابستان هنگام رسیدن(رسیده شدن) این میوه هاست اما پیشنهاد می کنم از کنار گرمایی (تابستانی) احتراز نمایید زیرا کرم دارد.

 

*خصب:شهر بندری در  جنوب تنگه هرمز که متعلق به کشور عمان می باشد و جوانان هرمزگانی به دلیل کمبود شغل مجبورند در میان موجها و طوفانها و تیرها با قایقهای کوچک خود به آنجا رفته و جنسهای اربابان پایتختی را به این طرف حمل نمایند.

 

*لازم به ذکر است منظور  غلام از کشتی های بزرگ همان کشتیهای صید صنعتی هستند که بدون مجوز و بر خلاف معاهدات دریایی در خلیج فارس و تنگه هرمز مبادرت به صید ماهی می نمایند که از عواقب آن همانا از بین رفتن ماهی و زیستگاه ماهیها در این تنگه است و ظاهرا هیچ ارگانی را یارای توقیفشان نیست.الله اعلم

 

*سراه:پشت بام

 

*جون: زیبا ـ خوشگل ـ ملوس ـ جیگر

 

*ملک: معلق یا همان ملق خودمان

 

*خدافظ:خداحافظ

پنجشنبه 26 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 10:29 PM

ای هو سرد کن چهم ترکیده!! غایه ای که مثل گُروهَ(گربه) اَ دیوال خونه مردم دِرنگ اتگفته و بی امبا دزی(انبه دزدی)بالا ترفته باید فکر ایجاش اتکرده...صد گیر وا تو امگفت آدم درستی بش..امگفت دنبال چوک هوسردکن مال فلکه شهربانی مگرد ..یادتن چکک تمگفت اذیت یخچال مال مدرسه دخترانه مکن؟؟همش تگفته باشه ولی دگه صباحش مدید که گَل اَ نو گازی اَ نو...

وختی یتا آدم گپته چیزی وا تو ایگفت باید گپش گوش بکشی..وختی وا تو اگن جومه آستین کوتاه گرخو مکن باید کبول بکنی..وختی اگن کله خو مدل تیفوسی و میکروبی مزن باید بگی باشه..وختی اگن نباید دلت خاش بشت باید بگی چشم...

حالا خوبت بو؟؟ بی تو وا دو تا رفیکونت شگفت شکردی زندون و منتظرن هیجده سالتون بشت تا اعدامتون بکنن...عکستون هم داخه اینترنت چاپ شکردن...آقای کاضی(قاضی) ایگفت بی هر یتاشون سر یکتا فلکه زندون اکنیم تا همه  به ایشو بگینن و درس عبرتی بی بقیه بشن...تو وا رفیکوت آبرو همه تبردن..

حالا غصه مخا..مه خوم اتام ملاکاتیت بی تو کامپوت گیلاس و اَلناس(آناناس) اتارم..

 

                                      absardkon1

 

                                      absardkon2

 

                                      absardkon3  

 

 

شنبه 24 شهریور ماه سال 1386 ساعت 00:55 AM

سلام آقا غلام


امیدوارم حالت خوب باشد و ایام به کامت


نامه ات به دستم رسید..ممنون از این همه ابراز لطف و محبتت..راستش نمیدونم چی بگم..این اولین باره که می بینم یکی اینجوری احساساتشو بیان می کنه..وقتی می خوندم به این نکته پی بردم که با کمال صداقت نوشته شده...


میگم آقا غلام !! چرا شما فکر می کنی هر کسی فارسی صحبت کنه لزوما باید سرحدی باشه؟؟؟؟  نه .. من سرحدی نیستم...من هم مثل شما از فرزندان همین خاکم...از هرمزگان..که مجبور شدم به خاطر شغل پدرم سالها دور از شهرم باشم و هر چند سالی رو توی یه شهری بگذرونم..متاسفانه پدر و مادرم هم از روی دلسوزی یکم در حقم بی انصافی کردن و از بچگی باهام فارسی حرف زدن..اونم به خاطر اینکه بچشون لهجه نداشته باشه...ولی حالا که واسه همیشه برگشتیم بندر احساس می کنم گنگم..احساس میکنم بندری بودن بدون بندری صحبت کردن بی معناست...البته بگما !!!بندری رو میفهمم ولی نمی تونم حرف بزنم..اونم چون عادت نکردم..


راستی اقا غلام !!نمی دونم چطو شد که شما منو انتخاب کردین ولی باید بگم من و شما از همه لحاظ با هم فرق داریم...شاید خودتم اینو متوجه شده باشی...آره متوجه شدی..از نامه ت معلومه که متوجه شده بودی...


راستش دوست ندارم با حرفام ناراحتت کنم ولی باید بدونی که بابای من یه تاجره..مادرم هم یه فرهنگی بازنشسته...داداشم هم که دکتره...خودم هم که دارم واسه کنکور درس می خونم تا اگه خدا بخواد برم دانشگاه...فکر نکنی خواستم به رخت بکشما !!! نه....اینا رو گفتم تا بهتر متوجه تفاوتها بشی....ما با هم تفاتهای زیادی داریم اقا غلام...می دونم که اینجا هیچکی مقصر نیست و میدونم که عشق از مرز تفاوتها میگذره...شاید اگه شما هم جای داداش من بودی الان............


خوب به هر حال...راستی ما هم مثل پدر و مادر شما کاتغ و مهیاوه و نون کلکو می خوریم و لباس بندری می پوشیم و افتخار هم می کنیم پس لطفا شما هم در این مورد با دید بهتری به موضوع نگاه کن..


ولی یه چیزایی هست که فکرمو خیلی مشغول کرده..واونم صداقت و یکرنگی شماست...توی این سالها هیچجا سادگی و یکرنگی بندریها رو ندیدم.....آقا غلام !!! حرفات به دل میشینه...اصلا به حرفات شک نمیکنم و می دونم به قول مردونه که دادی عمل میکنی...من دوست دارم بندری صحبت کردن رو یاد بگیرم...قول بده کمکم کنی...ضمنا اینقد به فکر قایق خریدن و جنس از خصب اوردن نباش و لطفا به ادامه تحصیل فکر کن...ما هنوز جوونیم و فرصتهای زیادی داریم..


خوب دیگه بیشتر مزاحمت نمیشم..شما هم ببخشید که از خواب بیدارت کردم...


راستی...خیلی دوست دارم واسه عروسیم هفت شب و هفت روز لوطی بیارن...ساخت بیارن...ولی به شرطی که اول شما قولهایی  که دادی رو عملی کنی....................


                                                                    I LOVE YOU

جمعه 16 شهریور ماه سال 1386 ساعت 9:38 PM

سلام نازیلا


سلامی چو بوی خوش آشنایی...


نازیلا خانم یادته روز اول آشناییمون؟..یادته تو اومده بودی پا مشتا بپما،من سیل دستم بود داشتم نه رو ماهییا می کردم که وا یک گیر چهمم افتاد وا چهمای تو...هیچ موکع اون روز یادم نمیره..تو مثل  تیتوک(titowak) دور من می گشتی و بی من میگفتی آغا غلام برای من ستاره دیریایی بگیر....نازیلا من برای تو دوست دارم...من خیلی برای تو دوست دارم نازیلا.......


نازیلا من وا خاطر تو همه  کار میکنم...من دیگه غلام سابک نیستم...دیگه غیر شدم...با کلاس شدم..دیگه نمیرم پا مشتای بپم...میخوام بی خودم یکتا کایک بخرم و برم خصب..نازیلا تو بی من ول نکن که من میخوام ادامه تحصیل بدم...


الان که دارم نامه مینویسم کلبم داره مثل تلمبه چاه پهک پهک میکنه  نازیلا...


مم ما بی من میگه این دختر وا درد تو نمیخوره..میگه این دختر مثل پریزاد داره و بی تو   آزاری میکنه...ولی اینا بیسوادن نازیلا..اینا سرشون وا این چیزا نمیشه.....اینا هر شو کاتغ میخورن..سوراغ میخورن،مهیاوه با نون کلکو میخورن ولی من رفتم بی خودم کاشق چنگال خریدم و دیگه با دست خوراک نمیخورم.


نازیلا..این دفعه میخوام برات یه سوغاتی بزرگ بیارم...میخوام یه بلاسی مایی سوری بیارم که تو هر روز بی من هواری درست بکنی....یکتا اسب شیطون هم گرفتم،کردم توی کوطی ماستی که هر وقت اومدم برات بیارم...


راستی دگه کلیون هم نمیکشم،رفتم از بازار زیتون بی خودم پیپ خریدم ...


نازیلا غصه نخور..من وا کایک میرم خصب و جنس می یارم و پولدار میشم،دیگه هیش آبرومند میگیرم ..ساخت میارم،لوطی می یارم تا بکوبه...هفت شو و هفت روز....تو فکط دعا بکن مامورا بی من تیر نزنن تا با هم ازدواج بکنیم...


نازیلا من دیگه عرک نمی خورم..دیگه بی مردم چاکو نمیزنم...تو فکط بی من بخواه که دلم چلید...من کول میدم..کول مردونه.........


خا دیگه بیشتر مزاحمت نمیشم..ببخشی که از خو پات کردم..فکط بدون من خیلی خاطزت میخوام..وا کد غراب بالی....


دیگر ملالی نیست جز دوری تو


                                    دوست دار تو                                         I  LAV YOO


                                                   غلام 


 


 


                             و این داستان ادامه دارد..........

دوشنبه 12 شهریور ماه سال 1386 ساعت 01:04 AM

با سلام

از انجایی که میدانم اکثر بندریها و هرمزگانیها نحوه اجرای حرکات موزون بندری را به خوبی می دانند لزومی نمی بینم این پست رابا لهجه بندری بنویسم،و به دوستان بندری پیشنهاد می کنم وقت خود را نگیرندو این پست را نخوانندزیرا که متعلق به سرحدیهاست(امگو مخون پا به بره)

رقص یا همان حرکات موزون در هرمزگان اقسام گوناگونی دارد که هر قسم از ان در مناطق خاصی و مراسم خاصی از این خاک پاک اجرا می شود ولیکن در اینجا نوعی که در اکثر مناطق متشابه است را به شما اموزش می دهم...که البته کاربردی ترین رقص(چمک)بندری که در مراسم عروسی،نامزدی،حنابندان،عقد و...مورد استفاده قرار می گیرد نیز همین نوع است.

 

               الحاق عکسها صرفا برای یادگیری شما سرحدیان محترم می باشد..

 

         ۱)سرکنگی(sarkangi):

عبارتست از حرکات متناوب ارتعاشی کنگها(شانه ها) به سوی جلو و عقب..

می توانید برای انجام این حرکت از دو عدد موبایل استفاده نمایید،به طوریکه موبایلها را روی دوش(شانه)خود گذاشته و از توی منوی profile روی گزینه vibrating alret رفته و ان را on کنید..

           این حرکتها برای اهنگهای با ریتم تند می باشد 

                   sarkangi

                             سرحدی در حال یادگیری سرکنگی

 

           ۲) روم به دیوار کونتو یا همون باسن تاب(kontow):

  به قول شما قر کمر،ولی با یک متد متفاوت..

مطابق شکل باید باسن را تا انجایی که می توانید به طرفین بالا ببرید...شایان ذکراست این حرکت به علت صعوبت در اجرا در اهنگهایی با ریتم کند اجرا می شود..می توانید برای اجرای بهتر یک لنگ(long) به کمرتان ببندید..

                       kontow

                                   سرحدی در حال یادگیری باسن تاب

          توصیه:بر اساس اخرین یافته های دانشمندان اجرای صحیح این حرکت دوایی برای نفخ شکم سرحدیهامی باشد...

 

        ۳)گردنک(gardonak):

گردنک حرکتیست بس مشکل و به کسانی که دچار عارضه دیسک گردن هستند توصیه می شود از اجرای این حرکت خودداری نموده و به سرکنگی و کونتو بسنده نمایند.

گردنک را می توانید توام با کونتو انجام دهید..اجرای این حرکت با سرکنگی هم برای شما سرحدیها منظره زیبایی ایجاد میکند.(تصور بکنی چکک خنده ای ابن)

    تذکر:سرعت انجام این حرکت بستگی به سرعت ریتم دارد و به یاد داشته باشید که باید گردن را تا حد ممکن به طرفین حرکت داد...

                          gardonak1

                                 سرحدی در حال یادگیری گردنک

 

              خوب،دوستان سرحدی گرامی..سعی کنید روزی حداقل ۱ ساعت جلوی ائینه تمام قد این حرکات را تمرین کنید و بدانید که احتیاج به رژیم غذایی خاص هم      ندارد...

    امیدوارم مورد قبول واقع شده باشد و  با ممارست و پشتکار فراوان بتوانید شادی بخش مجالس بندریها باشید...

 

                                                       و من الله التوفیق

 

یکشنبه 4 شهریور ماه سال 1386 ساعت 00:55 AM
احتمالا همتون ادونی کغار چن؟؟...کغار یه پرنده شبیه سورسکن ولی یخو گپتر و جونتر از سورسک که فکر اکنم وا فارسی شگن فاخته...
زمستونو وقتی بری صحرا از شهر معمولا سر پسین صدای کغار اشنوی..


کوکوکو کوکوکو

بله..ای صدای کغارن که وا سوز و گداز اخوندن
یادمن وقتی یه چولنگ پنج-شش ساله هسترم بی بی ما چیچیکای کغار بی مه ایگفت(خدا عمرش هادیت):

یه صدایی شهند.. مه امگه ننه ای صدای چن؟؟
ایگو ای صدای کغارن مم..
مه امگو خا چه اگفتن؟؟
ایگو: پیشترون(در زمان خیلی قدیم) دو تا کغار به اسمون ممد و ایسف هسترن..ممد کاکای گپ ایسف هسته...یه روزی ممد و ایسف سر خوراک وا هم دعواشو ابو..خلاصه کاکا ایسف غیض اگنت و از پهلو ممد اریت و دگه هیچوقت هم برناگردد.....
حالا کاکا ممد دلش بی کاکا ایسف خیلی تنگ بودن..همیشه گریغ اکردن و اگفتن:
کوکوکو کوکوکو
کاکا ایسف کاکا ایسف
یه(یکی)بی مه .. دو(دو تا) بی تو

اگفتن کاکا ایسف بدو که سهم خوراک تو بیشترن ولی دگه هیچوقت صدای کاکا ایسف ناشنود و بی کاکا ایسف ناگینت..شاید بی کاکا ایسف شکشتن مم....مم یادت بشت هیچوقت وا کسی دعوا نکنی و از کسی غیض نگری....
خلاصه..ای از چیچیکای ممگپو..

از همی چیچیکا چند تا شروند خاش هم ساخته بودن که سینه وا سینه از گپترن وا ما منتقل بودن و نسلهان که ای شروندون خونده ابودن.....خالو کمبر و خدا بیامرز محمد کمینی هم که صل علی محمد همی شروندون خیلی جون شخوندن...

ای مرغی که نه غارن ای کغارن
نخوندن روی مغ..مغ هم نه غارن
نخوندن کاکا ایسف کاکا ایسف
تموم دردنوم هجر برارن

و در جایی دگه اخونت که:
اوخی.کوکوکو تو چرا نالی شب و روز
برادر باخته ای و خویش دلسوز
نه برادر باختم و نه خویش دلسوز
من از شامس(شانس)کجم نالم شب و روز




خدا یار همتون
چهارشنبه 31 مرداد ماه سال 1386 ساعت 9:43 PM
سلام به چک و چوکن

الان موا یه چیزی بگم که یخو فکرم مشغول ایکردن...
یادم اتا وقتی ما دبیرستان هستریم چوکن بندر خیلی شر هسترن..یادمن اون زمون هیچ سرحدی جرات اینهسته سوار موتور بشت.. همه سرحدیو سعی شاکه بندری یاد بگرن تا یوقت دار نخارن...اگه یوقت یتا سرحدی وا یتا بندری دعوا ایکرده دگه بختش شو هسته....ما که از خدمت مقدس معاف بودیم ولی چوکنی که رفترن خدمت شاگو که کسی داخل خدمت جرات اینهسته به بندریو چیزی بگیت چونکه همه پشت هم هسترن.........
ایشویی که امگه دلیلش تایید ای کارو نن..گپ مه چیز دگن.....مه خوم شخصا از دعوا و درگیری خاشم نتات...و همیشه هم دوست امبودن همه ادموی دنیا جدا از مذهب و ملیت وا هم مثل برار بشن...
ولی ادونی چن؟؟؟موا بگم قدیمو مردم بیشته هوای هم شهسته..منظورم وا مردم بندرن...کلمه همشهری و بندری و هرمزگانی براشو قداست ایشسته که حتی حاضر هسترن به خاطرش بی خوشون داخل دردسر بکردن...
اون زمونو مردم وا هم هسترن ولی سطح سواد پایین هسته به خاطر همی مسولین استان همه غیر بومی هسترن....الان سطح سواد خیلی بالا رفتن .چوکن و دختن هرمزگانی ماشاالله همه دانشگاهی بودن ولی دگه مثل کدیمو همبستگی شنین و نتیجش این که یه اقای سرحدی اتا تو شهر خومو رییس ابو و بی خومو تصمیم اگنت..
حالا شما فرض بکنی اگه همه مسولین استانی بومی هسترن چقدر شهرمون ابادته هسته.!!!.چونکه ادم بی خودی بیشته دل اسوزونت...
حالا ایشو که هیچ..مه خیلی از بندریو اشناسم که دگه حتی با چولنگونخو فارسی گپ ازنن!!! که چه بشت خا؟؟؟؟مگه لهجه خومو چشن؟؟؟؟؟لهجه وا ای خاشی والله!!!!!بهونشون هم اینکه مواتن چوکمو فارسی یاد بگنت وغایه ای که فارسی گپ ازنت لجه اینبشت..اولا اکه داخل ایران همه فارسی یاد اگرن چونکه برنامه ون درسی و تلویزیونی همه فارسین...دگه هم اینکه چه ایرادی ایشه وقتی فارسی گپ ازنیم ته لهجه بندری مبشت؟؟؟مگه ای همه ترک و کرد و عرب وقتی گپ ازنن لهجه شنین که حالا.....!!؟؟؟؟
خا دگه درد دل بسن....عزیزن مه!!شاد نفستون بگردم!!!!!!!!

بیشته هوای هم تبشت

سه شنبه 30 مرداد ماه سال 1386 ساعت 10:09 PM

یالا یالا


هر که شوا یه جریان مهمی بشنود خرخو ببند پای گل ابریشم خودی بیاد داخه لحه


عارض بشم خدمت کاکاون و داداون خوم که امرو صبح که رفترم شهرداری به یه نفر امدی که غار و وولک شزد که شهرداری کار مردم راه ناکردد...یخو نگاهش امکه،مواسته یه چیزیش بگم بعد امگو ولش کن ای مردم گپ گوش نادن..  حالا شما خوتون قضاوت بکنی...


یادم اتا غایه ای که رای گیری به شورای شهر هسته چند تا سرحدی هم کاندید شورای شهر بندر بودرن...همش وا خوم مگو نکه یه وقتی یتا از همی سرحدیون رای بیارد و عضو شورای شهر بندر بشت..خلاصه بگم که همی چند تا کاندید سرحدی سنگ تمام شنها و تا شتونست خرج شکه که رای بیارن.......... یکتاشو خوراک شدا بی مردم،یکتا گروه موزیک شوارد و بزن برقص راه شکردی،یتا وعده پول ایداده... خلاصه هر کسی در حد وسع خودی به مردم گول شدا...


سرتو وا درد نیارم..روز رای گیری رسید...یه سری شاگو ما رای نادیم...ما که رفتیم به چند تا ادم مورد تایید خومو رای مدا ولی هموجا چیزونی امدی که از جونخو سیر بودم...ادونی چه بوده؟؟؟؟؟خا نادنی نه!!!از هر کس تپرسی به همو سرحدیون رای شداده...وقتی دلیلش امپرسی  شاگو  :مگه نتدی چه خوراکی ایداد،مگه نتدی چه جشنی ایگفت..........بیاه!!ای هم دلیلشو!!!!!


البته ای بحث با ای چند خط که مه انوشتم نابو بررسی بکنی ولی موا وا شما بکم که وقتی ایطوکا فکر اکنی دگه از عملکرد شهرداری هم ایراد مگری چون  حقتون که دو تا از همو سرحدیون بشن شورای شهرتون و بی شهرتون و خودتون تصمیم بگرن.


مگه ما کم ادم فرهیخته و مخلص و با سواد بندری توی بندر مهستن که باید به ای سرحدیون رای هادیم که بیوگرافیشو هم  نشون ادیت به خاطر منافعشو دشمن بندریونن؟؟؟؟


ختم کلام اینکه مه اگه دگه بگینم کسی بی سرحدی رای ایداد درنگونش وا خیزرون اشمارم...


حالا هم بری خرونخو از پا گل ابریشم بسی و بری دنبال زندگیتون.......


                                                        خدا یار همتاتون

سه شنبه 30 مرداد ماه سال 1386 ساعت 4:04 PM

یالا   یالا  نامحرم نبشت!!!!!

اگم ای سرحدیو هم روشون خیلی زیادنو....

عرض به حضور انور همتون که ما یه چند شو پیش خونه یتا چوکو نشتریم..از قضا دو تا سرحدی هم اوجا هسترن..وا یک گیر یتا مش فلج نادنم از کم راه پیدا بو نشت رو دست همی سرحدی..بعد خنده ایکه .ایگو:شما بندریا به هر چی میپره میگین مش....دگه همی جا هسته که مه گرنگی بودم.مواسته به یارو خلکپنک بکنم...امگو خا مرد حسابی ما که بی همشو یتا اسم جداگونه مهستن ..مش،مش چنگی،مش عسل،موک،سوریک......... ولی شما چه که وا  بورزومو(سوسک)اگی سوسک،وا تیکتیکو اگی سوسک،وا گاگلکو اگی سوسک،وا گوپل اگی سوسک......وا مش عسل اکی زنبور،وا سوریک اگی زنبور،وا موک اگی زنبور .....ایشو فقط وا مار ناگن زنبور  وگر نه هر چی نیش ایشه بی ایشو زنبورن(خدا بکنت یتا همی زنبورو تو کل ناکشو کپک ببند)

خالصه که یارو دگه موچوروم بو(کم ایوا).امگه کا!!!! ایجا شگن بندر!!اتفهمی؟؟؟؟

 

سه شنبه 30 مرداد ماه سال 1386 ساعت 3:40 PM

سلام

دوش شو وا خوم فکر مکه مگه مه چم از بقیه کمترن که یتا وبلاگ نزنم؟

الانم ای وبلاگ نتیجه فکر دوش شون  

مه موا ایجا گرگوشغ وا پا بکنم . حال نگا بکن چه بکنم

مه هندم هر شو ایجا داهول بکنم

وا ای اگن وبلاگ      زنده باد خوم تهناک به اضافه بقیه هرمزگانیو

 بای بای